متعبد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ عَ بِّ) [ ع. ] (اِفا.) متدین، دیندار.مترادفها و واژههای مرتبطپرستشگر، زاهد، عابد، معتکف، عبادتکننده، عبادتگرواژه قبلی: متعبواژه بعدی: متعثر