متعقد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متعقد. [ م ُ ت َ ع َق ْ ق ِ ](ع ص ) منجمد گشته و با هم بسته شده و فسرده شده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). و رجوع به تعقد شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متعقد. [ م ُ ت َ ع َق ْ ق ِ ](ع ص ) منجمد گشته و با هم بسته شده و فسرده شده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). و رجوع به تعقد شود.