واژه جو

متعود

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

متعود. [ م ُ ت َ ع َوْ وِ ] (ع ص ) خوگر و عادت کننده . (آنندراج ) (غیاث ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) : چه سایر بندگان و خدمتکاران به انعام و بخشش خداوندی متعودند. (گلستان ). و رجوع به تعود شود.

معنی متعود | واژه جو