متغازل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متغازل . [ م ُ ت َ زِ ] (ع ص ) با هم به غزل سخن گوینده و عشق ورزنده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). یک دیگر را مشغول به عشقبازی و ناز و کرشمه کننده . (ناظم الاطباء). و رجوع به تغازل شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متغازل . [ م ُ ت َ زِ ] (ع ص ) با هم به غزل سخن گوینده و عشق ورزنده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). یک دیگر را مشغول به عشقبازی و ناز و کرشمه کننده . (ناظم الاطباء). و رجوع به تغازل شود.