متغمس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متغمس . [ م ُ ت َ غ َم ْ م ِ ] (ع ص ) در آب فرو رفته و غوطه ور شده و غرق شده . ◄ رنگ کرده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). ◄ متغمس فی السواد؛ خود را آراسته با لباس سیاه . (از ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).