متغیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متغیل . [ م ُ ت َ غ َی ْ ی ِ ] (ع ص ) درخت ستبر و درهم پیچیده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). درخت سایه افکن و درهم پیچیده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ کسی که پیوسته در بیشه و جنگل زیست میکند، ساکن در جنگل . (ناظم الاطباء). مرد در بیشه درآینده و پاینده در آن و ثابت در غیل . (آنندراج ). ◄ دارای جنگل . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).