متفتت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متفتت . [ م ُ ت َ ف َت ْ ت ِ ] (ع ص ) شکسته و ریزریز شده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). شکسته و ریزه شونده . (آنندراج ) : و اجزای آن زر که متکلس شده باشد و متفتت، متماسک گردد. (قراضه ٔ طبیعیات ص ٩٦). و رجوع به تفتت شود.