متفرع/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ فَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.) منشعب شده، شاخه شاخه شده.مترادفها و واژههای مرتبطشاخه، منشعبمشتق، جداشدهپراکنده، پخش، شاخهبهشاخهواژه قبلی: متفردواژه بعدی: متفرعن