متفرق کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانتاراندن، پراکنده کردن، پراکندن، پاشاندنمترادفها و واژههای مرتبطپراکنده ساختن، تارومار کردن، پراکندنپریشان کردن، متشتت کردنواژه قبلی: متفرقواژه بعدی: متفرقه