متفرق گرداندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متفرق گرداندن . [ م ُ ت َ ف َرْ رِ گ َ دَ ] (مص مرکب ) متفرق گردانیدن . متفرق کردن . پراکنده کردن : پس برودت، اجزای آب را اندرحال جمود متفرق گرداند.(قراضه ٔ طبیعیات ص ٩٢). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متفرق گرداندن . [ م ُ ت َ ف َرْ رِ گ َ دَ ] (مص مرکب ) متفرق گردانیدن . متفرق کردن . پراکنده کردن : پس برودت، اجزای آب را اندرحال جمود متفرق گرداند.(قراضه ٔ طبیعیات ص ٩٢). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.