متقابل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ بِ) [ ع. ] (اِفا.) مقابل، روبروی، دارای تقابل.مترادفها و واژههای مرتبطروبرو، رویارو، محاذیهمراس ≠ متخارجدوسویه، دوطرفه ≠ یکطرفه، یکسویهواژه قبلی: متفکرواژه بعدی: متقابلاً