متقارن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ رِ) [ ع. ] (اِفا.) پیوسته، متحد به هم.مترادفها و واژههای مرتبطقرین، قرینهیار، یاور ≠ نامتقارنهمزمانواژه قبلی: متقارعواژه بعدی: متقاصر