متقیظ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ قَ یِّ) [ ع. ] (ص فا.) بیدار، هوشیار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ قَ یِّ) [ ع. ] (ص فا.) بیدار، هوشیار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متقیظ. [ م ُ ت َ ق َی ْ ی ِ ] (ع ص ) آن که در تابستان اقامت کند در جایی . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). آن که میگذراند تابستان را. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تقیظ شود.