متلاشی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.) از هم پاشیده.مترادفها و واژههای مرتبطآشولاش، ازهمپاشیده، پاشیده، پراکنده، داغان، مضمحل، ولوتلاشگر، جستجوگرواژه قبلی: متلازمواژه بعدی: متلاصق