متلاطم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ طِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- بر همدیگر لطمه زننده. ۲- امواج دریا درحال خروشیدن.مترادفها و واژههای مرتبططوفانی، متموجآشفته، آشوبناک، ناآرامآشوبزده، بحرانزده، بحرانی، مغشوش ≠ آرام، امنواژه قبلی: متلاصقواژه بعدی: متلاقی