متلاقی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.) با یکدیگر روبرو شونده، دو چیز که در یک نقطه به هم رسند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.) با یکدیگر روبرو شونده، دو چیز که در یک نقطه به هم رسند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متلاقی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) دیدارکننده و همدیگر را بیننده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). یکدیگر را ملاقات کرده و روباروی شده . (ناظم الاطباء). به یکدیگر رسنده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ دو چیز که در نقطه ای به هم رسند. (ناظم الاطباء). ◄ یکی از بحور شعر است و آن را «رکض الخیل » نیز نامند. (از اقرب الموارد). عبارت از رکض الخیل است . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). و رجوع به رکض در همین لغت نامه شود.