متلهف
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ لَ هِّ) [ ع. ] (اِفا.) اندوهگین، کسی که دریغ و افسوس میخورد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ لَ هِّ) [ ع. ] (اِفا.) اندوهگین، کسی که دریغ و افسوس میخورد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متلهف . [ م ُ ت َ ل َهَْ هَِ ] (ع ص ) دریغ خورنده . (از منتهی الارب ). افسوس خورنده و اندوهگین . (غیاث ) (آنندراج ). مضطرب و غم خورده و دریغ و افسوس خورده و ملول . (ناظم الاطباء). آن که افسوس خورد. دریغ خورنده . اندوهناک . ج، متلهفین . (فرهنگ فارسی معین ). متأسف . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : روزگاری در طلبش متلهف بود و پویان . (گلستان ). ◄ متحرک . (ناظم الاطباء).