متمتع
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ مَ تِّ) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- برخوردار از چیزی، بهره مند.<BR>۲- کسی که عمره (زیارت بیت الله با شرایط خاص) به جا آورد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ مَ تِّ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- برخوردار از چیزی، بهره مند. ۲- کسی که عمره (زیارت بیت الله با شرایط خاص) به جا آورد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متمتع. [ م ُ ت َ م َت ْ ت ِ ] (ع ص ) برخورداری یابنده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). کسی که برخورداری می یابد. (ناظم الاطباء). برخوردار از چیزی و کامران و مسرور. (ناظم الاطباء). بهره یاب . بهره مند. بهره ور. برخوردار. محظوظ. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - متمتع شدن ؛ برخوردار شدن . بهره بردن . بهره مند شدن : خواهی متمتع شوی از نعمت دنیا با خلق کرم کن چو خدا با تو کرم کرد. سعدی . - متمتع گردیدن ؛ بهره مند گردیدن . فایده بردن . متمتع گشتن : از نعم دنیا متمتع گردد. (گلستان ). - متمتع گشتن ؛ بهره یاب گشتن . برخوردار شدن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ عمره گذراننده به حج . (آنندراج ). آن که عمره با حج بجا می آورد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) : متمتع آن بودکه عمره ٔ وی در ماههای حج واقع آمده باشد و ماههای حج «شوال » است و «ذی القعده » و «ذی الحجه ». (ترجمه ٔ النهایه ٔ طوسی چ سبزواری ج ١ ص ١٣٨). و رجوع به تمتع شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
بهرهمند، برخوردار