متمثل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ مَ ثِّ) [ ع. ] (اِفا.) مثل آورنده.مترادفها و واژههای مرتبطماننده، شبیه، مثلمتصور، پنداشتشبیهشونده ≠ مقلدواژه قبلی: متمتعواژه بعدی: متمدد