متمدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانشهریگر، شهرنشین، شهر آشنا، پیشرفتهمترادفها و واژههای مرتبطشهرنشین، شهری، تمدندار، صاحب تمدن ≠ وحشیپیشرفتهبافرهنگ، مبادی آداب ≠ بادیهنشینواژه قبلی: متمتعواژه بعدی: متمرد