متمرکز
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ مَ کِ) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- در مرکز جای گیرنده.<BR>۲- فراهم آمده و جمع شده در یک نظام.<BR>۳- متوجه و معطوف، دارای تمرکز.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ مَ کِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- در مرکز جای گیرنده. ۲- فراهم آمده و جمع شده در یک نظام. ۳- متوجه و معطوف، دارای تمرکز.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متمرکز.[ م ُ ت َ م َ ک ِ ] (ع ص ) فراهم آمده و مرکز یافته . جمع شده در یک جای . جای گرفته در مکانی . و با کردن و شدن و ساختن مستعمل است . رجوع به تمرکز و مرکز شود.
مترادف و متضاد واژهدان
تمرکزیافته یکجا جمعشده متوجه، معطوف
واژگان فارسی سره واژهدان
هسته گرفته