متملق/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانزبان باز، چرب زبان، چاپلوسمترادفها و واژههای مرتبطتملقگو، چاپلوس، چربزبان، زبانبهمزد، سالوس، کاسهلیس، مجیزگو، مداهنهگرواژه قبلی: متمرکزواژه بعدی: متمم