متمنعان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متمنعان . [ م ُ ت َ م َن ْ ن ِ ] (ع ص، اِ) ناقه ٔ جوانه و گوسپند جوانه بدان جهت که به سبب جوانی از خشکسال غالب آیند یاسیر میخورند قبل از شتران و گوسفندان کلانسال، یا ازذات خودها انقطاع زمان میکند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) . گوسفندانی که جنگ و پیکارکننده هستند روزگار را از نفس خود. (ترجمه ٔ قاموس ). ◄ به صیغه ٔ تثنیه، ماده شتران جوان . ◄ گوسپند جوان . (ناظم الاطباء).