متمول
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ مَ وِّ) [ ع. ] (اِفا.) توانگر، ثروتمند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ مَ وِّ) [ ع. ] (اِفا.) توانگر، ثروتمند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متمول . [ م ُ ت َ م َوْ وِ ] (ع ص ) بسیارمال . (آنندراج ) (ربنجنی ). مالدار و بسیارمال و توانگر. (ناظم الاطباء). چیزدار. دارا. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : آنجا شخصی ترسا دیدم که از متمولان مصر بود. (سفرنامه ٔ ناصرخسرو ص ٧٧).
واژگان فارسی سره واژهدان
سرمایه دار، دارا، توانمند، توانگر