متمکن شدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانثروتمندشدن، دارا شدن، توانگر شدن مستقر شدن، جای گرفتن مقیم شدن، متمکن ماندن توانمند شدنمترادفها و واژههای مرتبطثروتمندشدن، دارا شدن، توانگر شدنمستقر شدن، جای گرفتنمقیم شدن، متمکن ماندنواژه قبلی: متمکنواژه بعدی: متمکن کردن