متمکن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ مَ کِّ) [ ع. ] (اِفا.) جاگرفته، جایگزین.مترادفها و واژههای مرتبطتوانگر، ثروتمند، دولتمند، غنی، متمول ≠ مفلس، ندارثابت، جایگزین، جایگیر، مقیمدارایامکان، توانا، قادرواژه قبلی: متمولواژه بعدی: متمیز