متناشد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متناشد. [ م ُ ت َ ش َ ] (ع ص ) الشعر المتناشد، شعری که در میان مردم به آواز بلند خوانده شود. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).
متناشد. [ م ُ ت َ ش ِ ] (ع ص ) همدیگر شعر خواننده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). و رجوع به تناشد شود.