متناوب بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
تکرار شدن، هرفصل تکرار شدن، گردیدن، چرخیدن یک درمیان قرار گرفتن، پشت هم آمدن تپیدن، ضربان داشتن، زدن [نبض]، کوبیدن تاب خوردن، نوسان کردن، جنبیدن، لنگر خوردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
تکرار شدن، هرفصل تکرار شدن، گردیدن، چرخیدن یک درمیان قرار گرفتن، پشت هم آمدن تپیدن، ضربان داشتن، زدن [نبض]، کوبیدن تاب خوردن، نوسان کردن، جنبیدن، لنگر خوردن