واژه جو

متهذکر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

متهذکر. [ م ُ ت َ هََ ک ِ ] (ع ص ) خرسند و شادان . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). شاد و خرم و شادان . (ناظم الاطباء). ◄ کسی که در رفتن، گوشت و استخوانهای وی میلرزد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تهذکر شود. ◄ سیر شده از شیر. (ناظم الاطباء).

معنی متهذکر | واژه جو