واژه جو

متهزج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

متهزج . [ م ُ ت َ هََ زْ زِ ] (ع ص ) کمان که وقت زه کشیدن بانگ کند. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). به صدا آورنده ٔ زه کمان . (ناظم الاطباء). و رجوع به تهزج شود.

معنی متهزج | واژه جو