متهم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَّ هَ) [ ع. ] (اِمف.) بدنام و تهمت زده شده.مترادفها و واژههای مرتبطدر مظاناتهام، در معرض اتهام، دارای اتهامواژه قبلی: متهجدواژه بعدی: متهور