متوجه شدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ طیفی واژهدانفرهنگ طیفی واژهدانملاحظه کردن، مبادرت کردنمترادفها و واژههای مرتبطفهمیدن، درک کردن، آگاه گشتن، ملتفت شدنرو کردن، روی آوردن، رو نهادنپرداختنواژه قبلی: متوجهواژه بعدی: متوسط