متوجه کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانآگاه کردنمترادفها و واژههای مرتبطآگاه کردن، فهماندن، هشیار ساختن، حالی کردن، متوجه ساختنمتمرکز ساختن، معطوف کردن، معطوف ساختنواژه قبلی: متوجه شدنواژه بعدی: متوحش