متورط/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ وَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- به ورطه افتنده، فرو رونده. ۲- به کار دشوار افتاده.واژه قبلی: متوحشواژه بعدی: متورع