متورم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانبادداربرآمده، باد کرده، آماسیده، آماس کردهمترادفها و واژههای مرتبطبادکرده، پفکرده، دمیده، ورمدارواژه قبلی: متوحشواژه بعدی: متوسط