متوکز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متوکز. [ م ُ ت َ وَک ْ ک ِ ] (ع ص ) پر شده . (ناظم الاطباء). ◄ آماده ٔبدی گشته . ◄ حاضر خدمت و مواظب خدمت . (ناظم الاطباء). آماده و مهیا. (از اقرب الموارد). ◄ آن که چشم داشت چیزی دارد. (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متوکز. [ م ُ ت َ وَک ْ ک ِ ] (ع ص ) پر شده . (ناظم الاطباء). ◄ آماده ٔبدی گشته . ◄ حاضر خدمت و مواظب خدمت . (ناظم الاطباء). آماده و مهیا. (از اقرب الموارد). ◄ آن که چشم داشت چیزی دارد. (ناظم الاطباء).