واژه جو

متکبر بودن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

مغرور بودن، باد به (توی، در، زیر) غبغب (گلو، آستین، …) انداختن، باد داشتن، باد درسر داشتن، باد کردن، از دماغ فیل افتادن، خدا را بنده نبودن لاف زدن، ازخودراضی بودن، به خود تبریک گفتن، برای خود کارت پستال فرستادن، برای خود (دسته) گل فرستادن تکبر کردن خوش بودن

معنی متکبر بودن | واژه جو