متکمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متکمی ٔ. [ م ُ ت َ ک َم ْ م ِ ءْ ] (ع ص ) آنچه زمین را بپوشاند و دیده نشود. ◄ کسی که ناپسند و ناخوش دارد چیزی را. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به تکمؤ شود.
متکمی . [ م ُت َ ک َم ْ می ] (ع ص ) مرد سلاح پوشیده و دلیر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).