متیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متیل . [ م ِ / م َ ] (اِ) آستر بالش و دشک یعنی پارچه ٔ زیرین که در میان آن پر و پنبه و جز آن نهند و به روی آن پارچه ٔ ظریفی کشند که روه [رویه ] نامند. (ناظم الاطباء).
متیل . [ م ِ ] (اِ) پیه سوز که برادر شمعدان است . (برهان ). پیه سوز. (جهانگیری ). قسمی از چراغدان پایه دار که پیه سوز گویند. (ناظم الاطباء). رشیدی کلمه را به فتح اول آورده به معنی سپندسوز و... شاهدی ندارد. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).