مثال دادن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مِ. دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) فرمان دادن.مترادفها و واژههای مرتبطامر دادن، امر کردن، دستور دادن، فرمان دادن، حکم کردنواژه قبلی: مثالواژه بعدی: مثالب