واژه جو

مثبور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مثبور. [ م َ] (ع ص ) مغلوب . ◄ محبوس . (منتهی الارب ). حبس شده . (ناظم الاطباء). ◄ هلاک شده . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ سفیه . (منتهی الارب ). نادان و احمق . (ناظم الاطباء).

معنی مثبور | واژه جو