مثلا/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانهمانند، نمونه، چنانکه، برای نمونهبرای نمونهمترادفها و واژههای مرتبطبه عنوان مثال، به طورمثالانگار، انگاریواژه قبلی: مثل گفتنواژه بعدی: مثلث