واژه جو

مثلثی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مثلثی . [ م ُ ث َل ْ ل َ ] (حامص ) مثلث بودن . ◄ (ص نسبی ) همچون مثلث خوشبوی و عطرآمیز : کرده به صدر کعبه در بهر مشام عرشیان خاک درت مثلثی دخمه ٔ چرخ مجمری . خاقانی . و رجوع به مُثَلَّث (معنی هفتم ) شود.

واژگان فارسی سره واژه‌دان

لچکی

معنی مثلثی | واژه جو