مثله کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) ۱- گوش هاوبینی کسی را بریدن. ۲- شکنجه دادن، عقوبت کردن.مترادفها و واژههای مرتبطسانسور کردنخراب کردن، ناقص کردن، ابتر کردن(نوشته و )بریدن، تکهتکه کردن (اندام، جوارح)واژه قبلی: مثلهواژه بعدی: مثمر