مثل
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
الگو، تالی، جفت، جور، داستان، زبانزد، شبه، شبیه، عدیل، قبیل، قرین، کفو، مانند، مشابه، نظیر، نمونه، همال، همانند، همتا حکم، فرمان تصویر، تمثال مثلها
حکایت، افسانه، قصه پند، اندرز عبرت ضربالمثل مثال، نمونه حالت، وضعیت