مثنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مثنی . [ م ُ ث َن ْ نا ] (اِخ ) رجوع به ابوغفار المثنی بن سعد الطائی بصری شود.
مثنی .[ م ُ ث َن ْ نا ] (اِخ ) رجوع به ابومنصور مثنی شود.
مثنی . [ م ُ ث َن ْ نا ] (اِخ ) ابن عمران العائذی مردی شجاع بود و هنگامی که ضحاک بن قیس در عراق خروج کرد با وی بود، ضحاک او را فرمانروایی کوفه داد وهبیره آهنگ وی کرد و زمانی با هم جنگ کردند و سر انجام مثنی کشته شد. (١٢٧ هَ .ق ) (از اعلام زرکلی ج ٣ ص ٨٣٤).