مثوب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مثوب . [ م ُ ث َوْ وِ ] (ع ص ) بازگردنده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ◄ دوباره خواننده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). و رجوع به تثویب شود. ◄ بازدهنده . (ناظم الاطباء). ◄ اداکننده و واپس دهنده ٔ وام . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).
مثوب . [ م َث ْوَ ] (اِخ ) شهری است به یمن . (از معجم البلدان ) (ازمنتهی الارب ). نام شهری به حضرموت و در اینجا سپاه وهرز به یاری اهل یمن از کشتیها فرود آمدند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ابناء و وهرز شود.
مثوب . [ م ُث ْ وِ ] (ع ص ) جزادهنده و مکافات دهنده و عوض دهنده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به اثواب شود.