مثیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مثیل . [ م َ ] (ع ص ) مانند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). شبه و نظیر. (اقرب الموارد) : مثل نبود لیک آن باشد مثیل تا کند عقل محمد را گسیل . مولوی (مثنوی چ خاور ص ٣٥٣). ◄ فاضل . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). فاضل . ج، مُثُل . (از اقرب الموارد). ◄ بزرگ . ◄ نیکو. ◄ برگزیده . ◄ افزون . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
مثیل . [ م ُ ث َ ] (ع اِ مصغر) مصغر مِثْل . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). هو مثیل هذا، در صورتی گویند که مشبه به حقیر باشد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
مثیل . [ م َث ْ ی َ ] (ع ص ) رجوع به مَثیَلَه شود.