مجادل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجادل . [ م ُ دِ ] (ع ص ) خصومت کننده و جنگجو و ستیزه جو. (ناظم الاطباء). خصومت کننده . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ آن که جدال کند. آن که جدل کند. مناقش . مشاح . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). صاحب جدل و مجادله کننده را گویند.(از کشاف اصطلاحات الفنون ). و رجوع به مجادله شود.
مجادل . [ م َ دِ ] (اِخ ) شهری است به خابور. (منتهی الارب ). نام شهری . (ناظم الاطباء). و رجوع به خابور شود.
مجادل . [ م َ دِ ] (ع اِ) ج ِ مِجدَل . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج ِ مجدل به معنی کوشک . (آنندراج ). و رجوع به مجدل شود.