مجارات کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجارات کردن . [ م ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) برابری کردن . رقابت کردن . هماوردی کردن : به نوک کلک گهر را جگر همی سفتن به گام صیت مجارات با صبا کردن . کمال الدین اسماعیل .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجارات کردن . [ م ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) برابری کردن . رقابت کردن . هماوردی کردن : به نوک کلک گهر را جگر همی سفتن به گام صیت مجارات با صبا کردن . کمال الدین اسماعیل .